حرف های نگفته ...شایدم گفته

آمدم بردم ماندم آمد بردم رفتم مردم ای کاش رفته بودم (حالا اگه کسی فهمید یعنی چی ؟)

بهداشت روانی و اصولی بری موفقیت

یکی از مقولاتی که امروزه در میان مباحث روانشناسی و علوم تربیتی، کمتر به آن پرداخته شده، موفقیت و طرق نیل به آن است. از آنجا که در طول حیات بشر، هیچ چیز به طور تصادفی و خود به خود ایجاد نمی‏شود، موفقیت هرگز امری تصادفی و به اصطلاح عامه شانسی نبوده و نخواهد بود. مطالعه زندگی و سرگذشت انسان‏های موفق و افراد بزرگ، شاهدی بر این مدعاست.

ابن سیناها، حافظ‏ها، ابوریحان‏ها، امام خمینی‏ها، سعدی‏ها، پاستورها و انیشتین‏ها، هرگز به گونه‏ای تصادفی جاودانه نشده‏اند، بلکه اینها در پی مجاهدت و کوشش و خدمت به بشریت جاودانه شده‏اند. چنان که در فرهنگ اسلامی ما نیز مطالعه و دقت در سیره امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین و بزرگان دین، به منظور درس گرفتن از زندگی آنان توصیه شده است. هدف آن است که بدانیم چرا امام حسین (علیه السلام) امام حسین است؟ امام حسین چه کرد که اسلام زنده ماند یا وجود مبارک حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه) چگونه با مصائب و مشکلات و مردم تربیت شده عهد جاهلی مواجه شدند تا به هدف مقدسشان برسند. با این رویکرد این بحث برای جوانان، به خصوص دانشجویان دانشگاه و طلاب حوزه‏های علمیه، حائز اهمیت است در این نوشته قصد داریم هر چند فشرده و خلاصه، اصول موفقیت را بر شماریم:

 

موفقیت و اصل خودشناسی

همه افراد موفق، به درجه‏ای از خودشناسی رسیده‏اند. در واقع همه چیز از خود شروع می‏شود. اینکه خود را چقدر می‏شناسم، خود را چقدر باور دارم، خود را چقدر پذیرفته‏ام و چقدر به خود سنجی و خودارزیابی پرداخته‏ام و همه آنچه از اصل خودشناسی منظور نظر است، به زیباترین وجه در این حدیث معصوم آمده است که «من عرف نفسه فقد عرف ربه» 1 که شناخت خود لازمه شناخت خداست.

اعتماد به نفس، عزت نفس و احساس خود ارزشمندی و مفاهیمی از این دست، به خود بر می‏گردد. بدیهی است انسانی که خود را یافته است، در قیاس با انسانی که خود را فراموش کرده است، تفاوت‏های بسیاری با یک دیگر دارند، بنابراین توجه انسان به ظرفیت‏های وجودی‏اش، در کشف استعدادهای به ودیعه نهاده شده در او بسیار مهم است؛ برای مثال تکنولوژی رایانه‏ای با تمام پیچیدگی‏هایش، محصول مغز انسان است. این بیانگر آن است که ظرفیت وجودی مغز انسان چندین برابر رایانه است. در چندین آیه قرآن کریم، از زبان حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه) آمده است: «انا بشر مثلکم» 2. ظرفیت یک انسان تا بدآنجاست که پیغمبر خدا بشود و حتی از ملائکه فراتر رود (آنجا که در شب معراج، در سدرة المنتهی، جبرئیل امین باز ماند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رفت). اگر چه چنین قیاس‏هایی قیاس مع الفارق است؛ اما اگر بر ما وحی نازل نمی‏شود، در مرتبه نازل‏تر می‏توانیم از امدادهای غیبی و کرامات خداوندی بهره جوییم.

نکته مهم در اصل خودشناسی آن است که انسان که خود را شناخته و با خود صادق است، خود را پذیرفته و خویشتن، خویش را قبول دارد و خود را فریب نمی‏دهد. خودشناسی در یک تعریف کلی، « داشتن یک تصویر واقعی و درست از توانایی‏ها، محدودیت‏ها و استعدادها» است. کسی که خود را شناخته می‏داند چه توانایی‏هایی دارد؛ برای مثال من می‏توانم رانندگی کنم، این در فعل و عمل ظاهر می‏شود و یک زمان می‏گویم من استعداد یادگیری زبان ژاپنی را دارم؛ یعنی در حال حاضر بلد نیستم، ولی توانایی فرا گرفتن آن را دارم.

اصل خودشناسی، علاوه بر این که یکی از اصول مهم نیل به موفقیت است، به نوعی نیز با بهداشت روانی ارتباط دارد. جوانی که خود را نشناخته و توانایی خود را شناسایی نکرده و به دنبال یک دسته از هدف‏های غیر قابل وصول می‏رود و چون توانایی رسیدن به آن هدف‏ها را ندارد، دائماً در اضطراب است و دائماً با خود در جدال است؛ در نتیجه بهداشت روانی چنین شخصی دچار اختلاف می‏شود و به شکل بی‏اشتهایی و اختلال در خواب و در مراحل بعد، وسواس، تیک و اختلال در رفتار، خود را نشان می‏دهد.

خودشناسی می‏تواند مقدمه‏ای برای بهداشت روان نیز باشد، چرا که خودشناسی، به انسان رضایت درونی می‏دهد که از عوامل بهداشت روان است. در اصطلاح هم گفته می‏شود که «فلان شخص با خود درگیر است یا با خودش مشکل دارد». چه کسی با خود درگیر است؟ کسی که «خود واقعی» او با «خود آرمانی»اش فاصله زیادی دارد.

یکی از بحث‏های مهم در روانشناسی، بحث «مفهوم خود» است (Self concept)؛ به این معنا که هر چه شناخت فرد از «خود واقعی» اش دقیق‏تر باشد، راحت‏تر با مسائل کنار می‏آید و سازگار می‏شود؛ مانند کسانی که برای کاری که مورد نظر خود ساخته نشده‏اند، اما پیوسته اصرار می‏ورزند که آن را انجام دهند، بنابراین افراد موفق اعم از شاعر، محقق، دانشجو، مدیر، طلبه، پزشک و کارگر، کسانی هستند که خود را شناخته‏اند و راه را درست انتخاب کرده‏اند. حال جوانان در دانشگاه‏ها، حوزه‏ها و مدارس ، چقدر روش خودشناسی آموخته‏اند؟ جمله‏ای است منسوب به سقراط که بر سر در معابد آن روزگار نوشته شده بوده است: «خودت را بشناس» و زیباتر از آن در کلام حضرت علی (علیه السلام) آمده که «انفع المعارف معرفة النفس» 3 .

بنابراین من اگر بهترین فیزیکدان، بهترین پزشک یا بهترین فقیه باشم، اما به معرفت نفس نرسیده باشم، کاری ابتر انجام داده‏ام. لذا سودمندترین معارف، معرفت نفس است. در حدیث آمده است: «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه»4؛ درون انسان‏ها معادن طلا و نقر است. خدا رحمت کند کسی که این معادن را در وجودش کشف کند.

البته مسئولان نظام آموزشی نیز نقش مهمی را بر عهده دارند، چرا که «خفته را، خفته کی کند بیدار». یک معلم آگاه یا یک استاد بیدار، می‏تواند دانش‏آموزان و دانشجویان را بیدار کند.

اصل خودشناسی با یک مسئله مهم دیگر نیز ارتباط دارد و آن هم مسئله «خود ارزیابی» است. در حدیث آمده است: «کسی که هر دو روزش یکسان باشد، مغبون است» ؛ حال چه کسی دو روزش یکسان است؟ کسی که به ارزیابی خودش نمی‏پردازد و بدا به حال کسی که دو هفته و دو ماه و دو سال و دهه‏اش یکسان باشد.

از طرف دیگر، وقتی که فرد به ارزیابی خود نمی‏پردازد، از استعدادهای خدادادی که در او به امانت گزارده شده، غافل است ؛ مصداق این بیت حافظ که فرموده است:

 

«سال‏ها دل طلب جام جم از ما می‏کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‏کرد».

 

بنابراین خودشناسی و خود ارزیابی، برای جوانان توصیه‏ای جدی است و مقدمه‏ای برای موفقیت محسوب می‏شود.

 

موفقیت و اصل خود باوری

افراد موفق کسانی هستند که به خود باوری رسیده‏اند و کتاب وجود خود را خوب شناخته‏اند. کسی که به خود باوری رسیده است، تولید کننده علم است نه مصرف کننده آن و... .خود باوری، اضافه کردن علم دیگران به علم خود است که «اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه» 5 ؛ دانشمندترین مردم کسی است که علم دیگران را به دانش خود اضافه کند. خود باوری بهره نگرفتن از دستاوردهای دیگران نیست. خود باوری، آگاهی از سرمایه‏های معنوی و تاریخی خود است. خود باوری مطلق کردن آنچه خود داریم نیست. خود باوری، در گذشته ماندن نیست، بلکه حرکت به سوی آینده است. خود باوری، یعنی آفرینندگی و پویایی. خود باوری، یعنی نوسازی و بازسازی دائم فرهنگ. خود باوری یعنی توجه به شرایط زمان و مکان. خود باوری، رهایی از نفس و رهایی از سلطه هوس و عدم پرستش نفس است. خود باوری، یعنی پرواز با دو بال عشق و علم و نایل شدن به این باور که عشق و علم است که حرکت می‏آفرینند.

 

موفقیت و اصل تعدیل انتظارات

این اصل مهم نیز از قرآن گرفته شده است: «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» 6 ؛ یعنی خداوند خالق ما می‏فرماید: من به اندازه توان و وسع شما از شما انتظار دارم. افراد موفق در واقع این گونه‏اند. نه خود را دست کم می‏گیرند و احساس حقارت و کمتری می‏کنند، نه خود بزرگ بین و مغرور هستند؛ انتظارشان از خود متناسب با توانشان است. هر کس باید از خودش انتظارهایی واقعی داشته باشد و به اصطلاح به خودش زور نگوید. از مرغابی انتظار است در شنا کردن موفق باشد و از خرگوش در دویدن.

 

موفقیت و اصل خداشناسی

افراد موفق، همواره خداوند را نیروی لا یزال الهی و یک قدرت نامتناهی می‏شناسند، از این رو همواره به یاد خداوند بوده، معتقدند که خداوند است که علت سبب ساز و عامل سبب سوز است. اگر مشیت خدا اقتضا کند، هر کاری به ثمر می‏رسد: «فانما یقول له کن فیکون»7.

از سوی دیگر همین اعتقاد نوعی آرامش را به همراه دارد که «الا بذکر الله تطمئن القلوب» 8. خداشناسی به فرد موفق این باور را می‏دهد که نیروهای ما محدود به نیروهای مادی نیست، بلکه نیروهای معنوی و الهی هم دخیلند و اینکه اگر در پیدایش یک معلول صد عامل مؤثر باشد، یک عامل مهم است و آن علت العلل عالم هستی، یعنی خداوند است. فرد موفق پس از حرکت و تلاش می‏گوید اگر خدا بخواهد می‏شود.

 

موفقیت و اصل هدفمندی

افراد موفق در زندگیشان هدفمند، هدفدار، هدفگرا و هدف مداراند؛ یعنی برای هدف خاص تلاش می‏کنند و هدف، نقطه و موقعیت مطلوبی است که قصد نیل به آن را دارند. حال مهم چگونگی انتخاب هدف است؛ به عبارت دیگر، هدف‏ها چگونه باید انتخاب شوند؟ هدف‏ها دقیقاً به ارزش‏ها باز می‏گردند؛ برای مثال در جامعه‏ای که خدمت به خلق خدا ارزش باشد، هدف‏ها هم ارزشی است و در مقابل، در جامعه‏ای که مادیات ارزش است، هدف‏ها هم رنگ و بوی مادی و غیر ارزشی به خود می‏گیرند. در تفکر اسلامی نیز این گونه است، به همین دلیل ورزش برای ورزش، هنر برای هنر، خوردن برای خوردن و... بی ارزش است. وجهی از اینکه خواب مومن عبادت است، این است انسان مومن می‏خوابد تا برای انجام یک کار ارزنده و مفید خدمت به جامعه تجدید قوا کند؛ یعنی در تفکر اسلامی هر حرکتی هدفمند است؛ حتی خوردن و خوابیدن. نکته مهم در اصل هدفمندی و ارتباط آن با موفقیت، داشتن هدف‏های سنجیده، منطقی، واقعی، ارزشمند و قابل وصول است و ارزشمند بودن هدف اهمیت فراوانی دارد؛ مانند سایر اصول دخیل در موفقیت، اصل ارزشمند بودن و منطقی و سنجیده بودن هدف در سلامت روان فرد نیز مؤثر است. فردی که به دنبال هدف غیر منطقی و غیر قابل وصول است، به آن دست نمی‏یابد. چنین فردی از نظر روحی و رفتاری دچار مشکل می‏شود. نکته آخر در ارتباط با اصل هدفمندی آنکه انسان‏های بصیر و آگاه، با دیدگاه ژرف و عمیق و وسیع به بشریت می‏اندیشند؛ همان گونه که پیامبر به سعادت بشریت می‏اندیشند و برای جامعه خود غصه می‏خوردند، چون در اهداف خود به بشریت می‏اندیشیدند .

 

موفقیت و اصل اراده ورزی

بی‏تردید انسان‏های موفق دارای اراده‏ای قوی هستند. باز هم از آیه شریفه قرآن مدد می‏گیریم که «قضی الامر کن فیکون». در اینجا اراده الهی به امر تعبیر شده است. هرگاه اراده الهی اقتضا کند که چیزی بشود، پس می‏شود. انسان هم به منزله خلیفه خداوند بر روی زمین که روح خدایی در وجودش دمیده شده، می‏تواند صاحب اراده نسبی باشد؛ لذا افراد موفق دارای انگیزه‏ای والا هستند و معتقدند که «خواستن ؛ توانستن»، است اما باز هم تاکید می‏شود که باید برای یک هدف منطقی و سنجیده و قابل وصول و ارزشی اراده کرد نه برای هر خواست و هدفی چه بسیار افرادی که هدفی را انتخاب می‏کنند؛ اما برای وصول به آن اراده نمی‏ورزند و در نتیجه از رسیدن به مطلوب و هدف مورد نظر باز می‏مانند.

 

موفقیت و اصل برنامه‏ریزی

تمام افراد موفق برای زندگی خود برنامه دارند. ما در اصطلاح داریم که « فلانی مثل ساعت کار می‏کند» ؛ یعنی دقیق، منظم و با برنامه است. این اصل مهم را در فرهنگ اسلامی خود نیز داریم؛ برای مثال فریضه نماز بر یک نظم و ترتیب خاص ادا می‏شود. این گونه نیست که فرد مکلف در هر ساعت از شبانه روز که تمایل داشته باشد، نماز صبح را به جا آورد. برنامه‏هایی از این دست، در فرهنگ غنی اسلام فراوان است.

اصل برنامه‏ریزی با اصل مهم دیگری همراه است که همان «نظم و تربیت» است. ما مدعی تبعیت از الگویی هستیم که می‏فرماید: «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم» (حضرت علی علیه السلام). افراد با برنامه و با نظم، حتی خوراک و خوابشان هم با برنامه است.

 

موفقیت و اصل اجراو عمل گرایی

«بزرگی سراسر به گفتار نیست دوصد گفته چون نیم کردار نیست»

یعنی انسان اگر بهترین برنامه را بریزد، اما عمل نکند، فاقد ارزش و فایده است. به همین دلیل در فرهنگ ما بر عالم بی‏عمل انتقادها و اشکال‏های فراوانی وارد شده است که «عالم بی عمل، درخت بی ثمر» است. قرآن کریم در آیات فراوانی به ایمان همراه با عمل تأکید کرده است: «و بشر الذین امنوا و عملوا الصالحات» 9؛ یعنی بشارت بده کسانی را که علاوه بر آنکه ایمان آوردند، به آن عمل کردند یا در آیه دیگر که می‏فرماید: «یا ایها الذین امنوا لم‏تقولون ما لاتفعلون»10؛ و مبادا ما از کسانی باشیم که به آنچه می‏گوییم عمل نکنیم.

بنابراین تمام افراد موفق عامل هستند. چه بسیار افرادی که حرف‏هایشان عالی و زیباست؛ اما عملکردشان ضعیف است. در جامعه هم نمونه‏های عینی آن را بسیار دیده‏ایم؛ شعارهایی زیبا چون عدالت اجتماعی، فقرزدایی، فقر ستیزی داده می‏شود، اما مادام که عملی نشود موفقیتی را برای جامعه در پی نخواهد داشت. دین اسلام دین عمل است و اساساً به همین دلیل در «یوم الحساب» این اعمال انسان است که مورد بررسی و ارزیابی قرار می‏گیرد. و ایمان ما با ایمان عملی کامل می‏گردد. حضرت علی (علیه السلام) به زیبایی در این مورد فرموده است: «انکم الی اعراب الاعمال احوج منکم الی اعراب الاقوال»11؛ همانا شما به درست عمل کردن بیشتر نیازمند هستید، تا درست سخن گفتن.

 

موفقیت و اصل استفاده بهینه از زمان

راز و رمز پویایی شیعه «زمان‏شناسی» و توجه مقتضیات زمان و مکان است، بنابراین مهم است که ما هم زمان‏شناس باشیم و هم از زمان به صورت بهینه استفاده کنیم که سعدی علیه الرحمه فرموده است: «عمر برف است و آفتاب تموز»، افراد موفق از لحظه لحظه عمرشان به طور سازنده و مفید بهره می‏برند. جا دارد به خوانندگان این سطور، به خصوص جوانان عزیز توصیه کنیم که قدر لحظات جوانی خود را دانسته، وقت خود را ساعت‏ها صرف دیدنی‏ها، شنیدنی‏ها و خواندنی‏های بی پیام و بی هدف نسازند.

نکته قابل تأمل اینکه بیست و چهار ساعت شبانه روز، به طور یکسان در اختیار تمام افراد بشر است. اما چگونه است که مردم یک جامعه و یک کشور، از این زمان به نحو احسن بهره می‏گیرند، اما در جامعه ما این گونه نیست؟ کشوری که با مجاهدت و جانفشانی، انقلابی را به ثمر رسانده، جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته و هم اکنون درگیر مشکلات و مسائل بسیاری است، نباید نصف ایام سال را در تعطیلات سپری کند. مطابق یک گزارش رسمی از 420 میلیارد ساعت کاری در کشور 20 میلیارد ساعت تعطیل است. آیا کشوری که باید با تمام قوا کار کند، ساعات کار مفیدش این گونه است؟! در کشورهای پیشرفته یک ساختمان با یک مدیریت و برنامه‏ریزی حساب شده ظرف سه ماه (در سه شیفت) ساخته می‏شود. در حالی که در کشور ما، چه بسیار طرح‏ها و پروژه‏هایی که به حالت نیمه تمام به حال خود رها شده و سرمایه‏های ملی در حال از بین رفتن است. از آنجا که افراد سازنده جوامع هستند، موفقیت تک تک افراد به معنی موفقیت جامعه و کشور است. متأسفانه به راحتی وقت را هدر می‏دهیم، در حالی که دائما می‏گوییم: «وقت طلاست»! پس توجه داشته باشیم که امروز همان فردایی است که دیروز در فکر آن بودیم.

امروزه اهمیت مسئله استفاده بهینه از زمان تا آنجاست که در رشته علوم انسانی، رشته «مدیریت زمان» ایجاد شده است و به دانشجویان و دانش‏آموزان درباره تنظیم وقت آموزش می‏دهند:

How to manage your time

 

 

موفقیت و اصل اولویت بندی

انسان عاقل کیست؟ انسان عاقل کسی است که میان امر مهم و مهم‏تر به مهم‏تر می‏پردازد. انسان موفق کسی است که اولویت را مشخص می‏کند؛ برای مثال اشتغال زن از مواردی است که در دین مبین اسلام هم برای آن محدودیت و ممنوعیتی نیامده است ؛ اما یک زن باید توجه داشته باشد که او نقش همسری و مادری را هم به عهده دارد. حال زنی که در زمینه کار خارج از خانه‏اش و به اصطلاح از لحاظ شغلی، فرد موفقی است، اگر به نقس مهم‏تر خود؛ یعنی همسری و مادری به خوبی نپردازد، نمی‏تواند ادعا کند که فرد موفقی است، چون بین دو امر مهم و مهم‏تر او در امر مهم به موفقیت اندیشیده است؛ در حالی که همسرداری و تربیت فرزند در اولویت است و سلامت خانواده منوط به ایفای نقش‏های زن و شوهر است.

 

موفقیت و اصل امید و توکل

اصل مهم امید و توکل که آیات و روایات و احادیث مربوط به آن فراوان است و در اینجا فقط به جمله‏ای از حضرت امام خمینی (ره) بسنده می‏کنیم که می‏فرمایند: «یأس از جنود شیطان است» و انسان مومن هرگز مأیوس نمی‏شود و از صمیم قلب به خداوند توکل می‏کند و فرد موفق، اگر شکست هم بخورد، به یاد می‏آورد که «لا تیأسوا من روح الله»، چرا که مأیوس شدن از رحمت خدا کفر است و گناهی بزرگ.

 

موفقیت و اصل آینده نگری

فرد موفق آینده نگر است و این مثل غلط در فرهنگ ما که می‏گوید: «چو فردا بیاید، فکر فردا کنیم»، بسیار اشتباه است امروزه در دنیا برای بیست یا سی سال آینده برنامه‏ریزی می‏شود؛ یعنی در کشورهای پیشرفته، در تقویم سمینارها و کنفرانس‏های بین المللی مشاهده می‏شود که آمده است در سال 2010 فلان سمینار در تاریخ مشخص با روز و ماه و فرد مسئول برگزاری آن سمینار و همایش بر پا می‏شود؛ یعنی برای سال‏هایی که فرا نرسیده، برنامه‏ریزی شده است. با این مزیت برای فرد مسلمان که باید برنامه ریز و آینده‏نگر باشد، با تکیه بر جمله «ان‏شاء الله».

 

موفقیت و اصل مقاومت و تسلیم ناپذیری

انسان‏های موفق، واژه «نمی‏توانم» را به راحتی نمی‏گویند. توجه به زندگی رهبر کبیر انقلاب امام خمینی، در بر گیرنده این اصل مهم است. ایشان قیامی را در خرداد سال 42 آغاز نمود و علیرغم تمام سختی‏ها و سرکوب‏ها، هدف مقدس خود را رها نکرد و تسلیم نشد تا سرانجام، تلاش‏ها، مقاومت‏ها در بهمن 57 به ثمر نشست. نمونه هایی از این دست فراوان است.

 

موفقیت و اصل تدبر و تفکر:

افراد موفق همواره تفکر می‏کنند. خداوند متعال در قرآن مجید حقایقی را از سرگذشت امم و جوامع گذشته بیان می‏کند و با تعابیر «افلا تعقلون»، «افلا تدبرون»، «افلا تفقهون» و «لایات لقوم یتفکرون» ما را به تدبر و تفکر پیرامون گذشتگان، خود و جهان پیرامون دعوت می‏کند. متأسفانه در نظام آموزشی و خانوادگی جامعه ما، به این اصل مهم پرداخته نمی‏شود. این خلا وجود دارد که ما به فرزندان و جوانان خود درست اندیشیدن را نمی‏آموزیم همه ما صاحب قوه عقل و تفکر هستیم و تفاوت انسان‏ها در نوع اندیشیدن آنهاست.

«فرانسیس بیکن» پدر تجربه گرایی مثل معروفی دارد که عده‏ای طلبه مسیحی جایی جمع بودند، در این میان یکی از طلبه‏ها پرسید که اسب چند دندان دارد؟ طلبه‏های دیگر می‏گویند: پاسخ این سوال را نمی‏دانیم ؛ اما به سراغ انجیل عهد عتیق و انجیل عهد جدید می‏رویم و مطالعه می‏کنیم و قرار بر این می‏شود که تحقیق کرده و یک هفته بعد نتیجه بررسی شود. در موعد مقرر که کنار هم جمع می‏شوند، همگی اعلام می‏کنند که به نتیجه‏ای نرسیده‏اند و پاسخ را در انجیل نیافته‏اند. یک طلبه جوان در آن میان می‏گوید که پایین اصطبل است برویم و دهان اسب را باز کنیم و دندان‏های آن را بشماریم. سایر طلبه‏های مسیحی وقتی این پاسخ را می‏شنوند، شروع به ضرب و شتم فرد پیشنهاد دهنده می‏کنند و او را به باد انتقاد می‏گیرند که چطور پاسخ چیزی که در انجیل عهد عتیق و انجیل عهد جدید نیامده، این گونه به دست می‏آید؟ منظور از این تمثیل آن است که مطالعه هر مسئله راه و روش مناسب خود را دارد و نمی‏توان همه چیز را با عینک فلسفی به نظاره نشست. بنابراین، مجهز بودن به قوه تعقل و تذکر، باید هر موضوعی را متناسب با راه مخصوص به خود مورد مطالعه قرار داد. افراد موفق به خوبی می‏اندیشند و تفکر می‏کنند؛ در حال حاضر جوامع بشری با استفاده از روش عملی به حل و فصل مسائل و مشکلات جامعه می‏پردازند.

بی‏تردید زندگی صحنه رویا رویی با مشکلات و غلبه بر آنهاست و اگر موانعی بر سر راه نباشد، قدر و ارزش بسیاری از چیزها عیان نخواهد شد، بنابراین مجموعه اصول عنوان شده به همراه تعدادی دیگر از اصول زمینه ساز موفقیت هستند.

  
نویسنده : ساراگل ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٧
تگ ها :