آشتی عاشقونه

دستشو طرفم دراز کرد ، صدام کرد ، شوخی

 

کرد ، معذرت خواست ، خندید ، سر به سرم

 

گذاشت ، گفت :« بابا بی خیال دنیا دو روزه ...

 

سخت نگیر ، آشتی ؟ » گلفروش دوره گرد در

 

خیابان می چرخید . وسط خیابان دوید و یک

 

شاخه گل برایم خرید . خنده ام گرفت .

 

خواستم بگویم : باشه آشتی ... اما یک موتور

 

سوار خودش و گل زیبایش را روی زمین پرپر

 

کرد .

 

سالها می گذرد و من از یاد آوری آن روز در

 

شرم می سوزم.

/ 2 نظر / 6 بازدید
سوشیانت

نوروز امیدی برای زندگی دوباره و خداوند بخشید آدم را و گنا ها نی را که بر دوش داشت. نوروز گندم را فرصت رویش داد، چشمه را فرصت جوشش و آفتاب را گرمایی برای آسایش . یک فرصت نو یک فرصت سبز که انسان دوباره در برابر اهریمن بایستد . دوستـان و ایرانیان همیشه سبز ، بهارانه ترین درودها تقدیمتان ، پاک ترین آب ها جاری بخش زندگیتان ، شعله ورترین آتش ها روشنی بخش دلهایتان ، وزنده ترین بادها زداینده غمهایتان و پرخیر و برکت ترین زمین ها رزق و معاشتان. از ایزد یکتا سرافرازی ، فر و شکوه ، عشق ورزی و ایرانی بودن را برای شما آرزو مندم . شاد باش و خجسته باد نوروزی را با سبدی از عشق و دوستی تقدیمتان می کنم . سبز سبز ، شاد و خرم * سر بلند و پیروز * هر روز نوروز ، نوروز پیروز