احساسی

سلام خوبین ؟ چطورین ؟ منکه هیچ خوب نیستم . مخم داره می ترکه . یه ماه و خرده ای که رفتیم مدرسه اما به اندازه یه سال ازمون کشیدن خسته ام . همین .

این مطلب علمی نیست اما به نظرم جالب بود واسه همین گفتم که بزارمش واسه شماها . شاید که خود درسی باشد . از این وب پیداش کردم :

www.sepantaaa.persianblog.ir

دروغ و دروغ ....

 

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان فریب، بساطش را پهن

 کرده بود و نیرنگ می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌

هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند. توی

بساطش همه چیز بود: غرور و حرص،‌ دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی

و سوء ظن و ... هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی

می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را، بعضی‌ پاره‌ای از روحشان،

بعضی‌ها ایمانشان را، بعضی آزادگیشان و بعضی عفت و

عفافشان را و شیطان می‌خندید و تخفیف می‌داد .

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
فروغ

سلام سارا جان زحمت کشیده بودی سر زدی گلم با وجود سن و سال کمت اما انگار یه حرفایی واسه زدن داری.مطلبت درمورد تجارت شیطان خیلی به دلم نشست ممنون گلم